تبلیغات
فروش فیلم بلوری - 300 : Rise of an Empire (سیصد: خیزش امپراطوری)

کارگردان: Noam Murro

نویسندگان : Zack Snyder, Kurt Johnstad, Frank Miller

بازیگران : Sullivan StapletonEva GreenLena Headey

خلاصه داستان : بخشی از «300: خیزش امپراطوری» پیش درآمدی بر قسمت قبل، بخشی همزمان با آن (اما در مکان متفاوت) و باقی آن، داستان را از انتهای قسمت قبل پیش می‌گیرد. با مرگ شاه لئونیداس قهرمان جدیدی مورد نیاز است. این قهرمان در تمیستوکلس آتنی (با بازی سالیوان استاپلتون) نمود پیدا می‌کند...

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png


«300: خیزش امپراطوی» از آن دست دنباله‌های غیر ضروری است که تنها دلیل وجودش پول فراوانی است که قسمت قبلش به جیب سازندگان زده است. نبود نبوغ کافی در پشت صحنه، این فیلم را از پایه دچار مشکلاتی کرده که نمی‌توان از آن چشم پوشید. فیلم همه المانهای ضروری را داراست اما همگی ناکارآمد هستند. آن حجم کُشنده آدرنالین و تستوسترونی که قسمت 2006 در ببینده ترشح می‌کرد، و مخاطبان جوان را ( که کشاندنشان به سینما هر روز سخت تر می‌شود ) به سالنهای سینما می‌کشاند، در «300: خیزش امپراطوری» بسیار کم رمق شده است.

300یک حسی به من می‌گوید که نویسندگان فیلم، زک اسنایدر (کارگردان قسمت قبل) و کورت جانستد و همچنین نوام مورو، کارگردان این قسمت دور هم جمع شده‌اند و از چیزهایی که قسمت قبل را محبوب کرده بود، لیستی تهیه کرده‌اند: از بالا به پایین، خشونت، "تیک بزن". فواره خون، "تیک بزن". سر بریدن‌های مکرر، "تیک بزن"، شکم‌های شش تکه، "تیک بزن". زنهای عریان، "تیک بزن". جنگهای بزرگ کامپیوتری، "تیک بزن". سخنرانی‌های جو زده، "تیک بزن". این المانها که سنگ بنای 300 را تشکیل میداند جملگی در «300: خیزش امپراطوری» هم وجود دارند. اما یک چیز کم دارد: انرژی و حس ماجراجویانه قسمت قبل. به نظر می آید که بیش از هر چیزی در این قسمت همه چیز بر اساس دو دو تا چارتا و حساب و کتاب بوده است.  در 300 جوانب سَبک منحصر به فردش در خدمت روایت داستان بود. اما در «300: خیزش امپراطوری» دیگر اینطور نیست؛ داستان برای جلوه دادن به مفاهیم بصری و خون و خونریزی هاست و علت ناکارآمدی آنها هم همین است.

300بخشی از «300: خیزش امپراطوری» پیش درآمدی بر قسمت قبل، بخشی همزمان با آن (اما در مکان متفاوت) و باقی آن، داستان را از انتهای قسمت قبل پیش می‌گیرد. با مرگ شاه لئونیداس قهرمان جدیدی مورد نیاز است. این قهرمان در تمیستوکلس آتنی (با بازی سالیوان استاپلتون) نمود پیدا می‌کند. کسی که به واسطه کشتن داریوش، شاهنشاه ایرانیان، در حمله اول به یونان به اعتبار و جایگاه رسید. از این واقعه است که خشایارشاه (با بازی ردریگو سانتورو) بر تخت می‌نشیند و با کمک آرتمیسیا (با بازی اِوا گرین) جنگجوی دریانورد توانمندش ادعای عنوان "شاه شاهان" می‌نماید.

همزمان که خشایارشاه در حال تدارک حمله به سوی گذرگاه ترموپیل است، آرتمیسیا و نیروی دریایی عظیمش را برای مقابله با نیروی دریایی اندک یونان (تحت فرمان تمیستوکلس )روانه می‌کند. تمیستوکلس پیش از مواجه با دشمنان در پی جلب حمایت گورگو، ملکه اسپارتا (با بازی لنا هیدی)، بر می‌آید، اما تلاشش بی نتیجه می‌ماند. در نتیجه به ناچار برای حمله به 300نیروی بسیار عظیم ایرانیان راهکاری جز حمله نظامی نیاز دارد. تمیستوکلس پس از پیروزی در دو جنگ خود را در مقامی دست نیافتنی می‌یابد که در آن دیگر پیروزی یک انتخاب نیست بلکه یک امر حتمی است.

پررنگترین شخصیت در 300 لئونیداس بود و غیبتش در قسمت بعدی به شدت احساس می‌شود. (ابتدا قرار بود لئونیداس در بخشهایی از این فیلم هم حضور داشته باشد، اما جرارد باتلر علاقه ای برای پذیرفتن مجدد این نقش نشان نداد.) تمیستوکلس با بازی سالیوان استاپلتون جایگزین بسیار ضعیفی است. شخصیت تمیستوکلس بسیار پیش پا افتاده و معمولی است و سخنرانی هایش آن شور و هیجان لئونیداس را ندارد. جالبترین شخصیت در طومار شخصیت‌های «300: خیزش امپراطوری» آرتمیسیا است. اما از بخت بد آن شخصیت هم یک یاغی است و هرچند داستان بسیار غم انگیزی دارد، اما ما به عنوان مخاطب 300اجازه همدردی با او را پیدا نمی کنیم. اِوا گرین به نحوی این شخصیت را اجرا می‌کند که انگار یکی از شخصیتهای زن جنگجوی فرانک فرازیتا[1] زنده شده است. اگر فرصت خودنمایی بیشتری به خشایار شاه با بازی رودریگو سانتورو داده می‌شد توانایی تبدیل شدن به یک شخصیت منفی خوب را داشت. اما تمام فرصتی که به او داده شده است، چند دقیقه حضورش در ابتدای فیلم و چند دقیقه دیگر هم در انتهای آن است. در بیشتر مواقع، او آن قدر درگیر شکست دادن 300 نفر سرباز لئونیداس است که اصلاً حضورش به چشم نمی آید.

جنبه‌های بصری این فیلم عیناً کپی برداری از 300 است با این تفاوت که کارگردان عوض شده است.

خیلی واضح است که نائوم مورو این سیاست که "تا وقتیخراب نشده،

300

درستش نکن" را در فیلمسازی پیش گرفته است. «300: خیزش امپراطوری» ظاهر و حس قسمت پیشینش را دارد. لحظات زیادی وجود دارند که از نظر بصری گیرا هستند، هرچند بعضی این صحنه ها هم با با استفاده از جلوه های 3بعدی ضعیف سردرگم می‌نمایند. استفاده از بعد اضافی در این فیلم بسیار بد است و تنها مقصود استفاده از آن پاشیدن قطرات خون بر روی مخاطبان است.

«300: خیزش امپراطوری» بسیار تند است و اصلا خسته کننده نیست. آنقدر سریع از جنگی به جنگی می پرد که فرصت پردازش شخصیت ها و دقت در صحت وقایع تاریخی نمی یابد. اما متاسفانه هیچ چیز در «300: خیزش امپراطوری» به آن هیجان سینمایی که لئونیداس پس از پرت کردن پیغام رسان ایرانی به درون چاه ایجاد کرد و همزمان فریاد زد "ما اسپارتان هستیم!" نمی رسد. تلاشِ پیوسته این فیلم برای پیدا کردن علت محبوبیت قسمت اول بی نتیجه است و به جای اینکه دستاوردی جدید باشد، بیشتر شبیه پژواکی خفیف از آن موفقیت است.



-----------------------

[1] فرانک فرازیتا (1928-2010) هنرمند آمریکایی در زمینه کتابهای کامیک، طراحی جلد دفتر، نقاشی، پوستر، ... به صورت فانتزی و علمی تخیلی بود.


منتقد:جیمز برادینلی-امتیاز 6.3 از 10 (2.5 از 4)





فروش فیلم بلوری